خرید بک لینک
ای قبهٔ گردندهٔ بیروزن خضرابا قامت فرتوتی و با قوت برنافرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهرای مادر ما چونکه همی کین کشی از ما؟فرزند تو این تیره تن خامش خاکی استپاکیزه خرد نیست نه این جوهر گویاتن خانهٔ اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 7:06

به چشم نهان بین نهان جهان راکه چشم عیان بین نبیند نهان رانهان در جهان چیست؟ آزاده مردمببینی نهان را، نبینی عیان راجهان را به آهن نشایدش بستنبه زنجیر حکمت ببند این جهان رادو چیز است بند جهان، علم و طاعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 7:06

آزرده کرد کژدم غربت جگر مراگوئی زبون نیافت ز گیتی مگر مرادر حال خویشتن چو همی ژرف بنگرمصفرا همی برآید از انده به سر مراگویم: چرا نشانهٔ تیر زمانه کردچرخ بلند جاهل بیدادگر مراگر در کمال فضل بود مرد را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 7:06

سلام کن ز من ای باد مر خراسان رامر اهل فضل و خرد را نه عام نادان راخبر بیاور ازیشان به من چو داده بویز حال من به حقیقت خبر مر ایشان رابگویشان که جهان سر و من چو چنبر کردبه مکر خویش و، خود این است کار ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 7:06

نیز نگیرد جهان شکار مرانیست دگر با غمانش کار مرادیدمش و دید مر مرا و بسیخوردم خرماش و خست خار مراچون خورم اندوه او چو میبخوردگردش این چرخ مردخوار مرا؟چون نکنم بیش ازینش خوار که اوبر کند از پیش خویش خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1398 ساعت: 7:06

دوازده آبان تولدم بود که خیلی هم خوش گذشت خدارو شکر همین

برچسب: دوازدهم آبان, نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 11:40

برچسب: صبر,صبر ايوب,صبري فواز,صبرا جميلا,صبرا وشاتيلا,صبر جميل,صبري الدمرداش,صبر فواكه,صبر زرد,صبرا يا نفسي, نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:13

یک عالم حرف توی دلم هست! یک عالم درد دل دارم! یک سال دیگر گذشت! سالی که گذشت سال فوق العاده ای نبود! نه! کلی هم درد داشت! اما هرچه بود تمام شد... و من هراسم از لحظه های ناشناخته ی روبه روست! روز هایی که دارند می آیند و من ایمان دارم مرا غافلگیر خواهند کرد. خدای من از اینکه اجازه دادی این زندگی را با همه ی درد ها و شادی ها و دلتنگیهایش تجربه کنم از تو ممنونم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:13

چشمام از گریه هنوزم خیسه هر شبم بی تو تو این حال گذشت یه چیزایی باورش آسون نیست به همین راحتی یک سال گذشت واسه تو یه جوری دلتنگم که آرزومه به عقب برگردم به همین راحتی یک سال گذشت من یه سال پیرهنتو بو کردم عکست هر جایی که بود خشکم زد با صدات هر دفعه انگار مُردم هیچکسی غیر خودم یادش نیست توی این سال چند بار مُردم بعد تو همیشه کارم گریست عمر اون آدم خوشحال گذشت باورم نمیشه نیستی یعنی به همین راحتی یک سال گذشت یک سال گذشت... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:13

آنقدر دعا کردم تا پرنده شدم اما حالا که این همه راه را به سوی تو پَر زده ام تو قیچی بدست در پرچین نشسته ای غافل از اینکه من تو را بیشتر از پَرهایم دوست دارم.ادامه مطلب

برچسب: آنقدر دعا كردم تا پرنده شدم, نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:13

گاهی قبل از رفتن، قبل از به زبان آوردن خداحافظ چشمانت را ببند، به لحظه هایتان، به خنده هایتان، به دعوا و بچه بازی هایتان، به بی حوصلگی ها و بعد دلتنگی هایتان، به حسودی های عاشقانه تان، به لحظه هایتان فکر کن. اگر لبخندی روی لبهایت آمد، اگر دلت برایش بیتابی کرد، اگر فکر دستهایش مجنونت کرد، یک قدم به عقب بردار، نگاهش کن، بگو: راستی، فردا باز هم کی و کجا وعده دیدار ما؟ (عادل دانتیسم)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:13

صفحه بندی